|
جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
صبح است ساقیا، قدحی پر شراب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خراب خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم کار صواب باده پرستیست حافظا
|
About
هرگز فراموشم نکن
Home
|